• این جا به مرگ سلام می کنند تا خونی پایمال نشود

      تخصص پزشکی قانونی اولین انتخاب من هنگام تخصص گرفتن بود و با علاقه وارد این کار شدم.

      تکنسین به سرعت پوست سر جسد را می شکافد و بعد از اره کردن جمجمه مغز را از کاسه سر خارج می کند. این اولین صحنه ای است که هنگام ورود به سالن تشریح سازمان پزشکی قانونی با آن مواجه شدیم. سالن بزرگی با ۱۲ میز تشریح جسد و به همین تعداد پیکرهای بی جان مردانی که تا چند روز پیش در میان ما بودند. جسدهایی که برای تشخیص علت مرگ و یا مشخص شدن ابعاد مختلف یک جنایت عاقبت کارشان به این سالن افتاده است. در سالن تشریح که باز می شود بوی تعفن تا مغز سرم را می سوزاند، البته تنها برای من که اولین تجربه حضور در چنین فضایی را دارم چنین بویی مشمئز کننده است چون کارکنان سالن همچنان مشغول کار هستند، حرف می زنند و بهتر بگویم با جسدها زندگی می کنند.

      دکتر علی محمد علی محمدی متخصص پزشکی قانونی و از پزشکان سالن تشریح همراهمان شده تا مراحل تشریح یک جسد را توضیح دهد. کارگران سالن تشریح با یک جسد وارد سالن می شوند. در این شرایط نفس کشیدن هم برایم مشکل است و برعکس کارکنان سالن اصلا حال و روز خوبی ندارم. جسد روی میز قرار می گیرد. جسد با حکم مقام قضایی برای تعیین علت مرگ به پزشکی قانونی فرستاده شده و در اولین مرحله باید «پروسکتور» سالن یا همان تکنسین، اجزای مختلف بدن را برای معاینه پزشک از بدن خارج کند و پزشک وجود خونمردگی بر اثر ضربه جسم خارجی را بررسی می کند.

      مرحله بعدی شکافتن جمجمه و بیرون آوردن مغز از کاسه سر است.پزشک با دقت موارد را معاینه می کند و بروز صدمات مغزی را بررسی می کند. مراحل معاینه توسط یک پزشک متخصص پزشکی قانونی، دانشجوی رشته پزشکی قانونی و تکنسین ادامه پیدا می کند. هنوز پزشک متخصص به نتیجه ای نرسیده و علت مرگ مشخص نشده است. در این مرحله باید فضای شکمی و سینه جسد بررسی شود. متخصص پزشکی قانونی ارگان های شکمی جسد را معاینه می کند البته وظیفه خارج کردن اندام ها به عهده تکنسین است و پزشک تنها با نگاه، نظر کارشناسی خود را در پرونده جسد ثبت می کند.

      وقتی از دکتر درباره میزان دقتی که در کار به خرج می دهند می پرسم می گوید: کوچک ترین علامتی می تواند مسیر پرونده را تغییر دهد و پرونده ای که در ظاهر به نظر می رسد مرگ طبیعی است به سمت قتل تغییر مسیر یابد. دکتر از تکنسین می خواهد بخشی از کبد را برای آزمایش های سم شناسی از بدن جدا کند و به آزمایشگاه بفرستد. در همین فاصله روی بقیه میزها نیز اجساد دیگری در حال تشریح هستند که در بینشان می توان جسد مقتولی را که توسط گلوله به قتل رسیده است نیز دید. کار تشریح تمام است و پزشک پرونده را با اطلاعاتی که به دست آورده تکمیل می کند.

      «پروسکتور» و پزشک باید سریع به سراغ پرونده بعدی بروند و کار را به حسن آقا دوزنده سالن تشریح بسپارند. حسن آقا تقریبا ۴۵ ساله است و وظیفه دوختن شکاف بدن تمامی اجساد سالن تشریح مردان به عهده اوست. در حال دوختن پوست سر میت است که از او درباره کارش و سختی ها و مشکلاتش می پرسم. کوک آخر را هم می زند و با دلی پر می گوید: با این کار سخت ماهی ۵۵۰هزار تومان حقوق می گیرم. بعد از چند سال کار کردن در این سالن هنوز جزو نیروهای شرکتی هستیم و از حقوق و مزایای کمی برخورداریم.

      حرف های حسن که تمام می شود دکتر علی محمدی می گوید: برای کسانی که در این سالن کار می کنند دیگر شرکتی و قراردادی بودن معنا ندارد این افراد خودشان را فدای کارشان کرده اند و حداقل کاری که می توان برایشان انجام داد رسمی  شدن و پرداخت حقوقی متناسب با کارشان است.کارگران سالن جسد پسر جوان را داخل کاور می گذارند تا خارج از سالن تشریح پس از رویت بستگانش برای کفن و دفن به بهشت زهرا(س) بفرستند. حسن خیلی سریع کارش را تمام می کند و به سراغ جسد بعدی می رود. حالا نوبت پیرمرد نظافت چی سالن است تا میز را بشوید و برای تشریح بعدی آماده کند. چهره پیری دارد اما می گوید ۴۵ سال دارد و ۱۲ سال است در این سالن کار می کند. از حقوقش هم ناراضی است و می گوید:۴۵۰ هزار تومان حقوق می گیرم و اصلا دوست ندارم این کار را انجام دهم اما مجبورم. بارها درخواست انتقالی به دیگر بخش ها را داده ام ولی جواب دلخواهم را نگرفته ام.

       

      لحظه ای نفس کشیدن در این فضا از خود گذشتگی می خواهد

      یکی از پروسکتورها جسد متعفن و سیاه شده ای را برای معاینه و تشخیص علت مرگ باز می کند. بوی تعفن تمام سالن را گرفته و لحظه ای نفس کشیدن در این فضا از خود گذشتگی می خواهد. کارش که تمام می شود از او درباره سختی های کارش می پرسم، در پاسخ می گوید لیسانس دارد و چند سالی می شود که پس از آموز ش های اولیه به عنوان تکنسین در این سالن مشغول به کار شده است. او هم مثل بقیه کارکنان سالن تشریح از تبعیض در شرایط حقوقی و استخدامی گلایه دارد و می گوید: خیلی ها مثل من نیروی شرکتی هستند و نصف نیروهای قراردادی و رسمی دریافتی دارند. قراردادی ها ماهی یک میلیون تومان حقوق می گیرند و شرکتی ها ۶۰۰ هزار تومان. دکتر علی محمدی با تخصص پزشکی قانونی هم از حقوق و مزایای چندان بالایی برخوردار نیست و با یک میلیون و ۲۰۰هزار تومان حقوق ماهانه در این بخش کار می کند. از او درباره نگاهش به مرگ و زندگی و تاثیر شغلش در زندگی روزمره و خلقیاتش می پرسم.

       

      خطرات زیادی کارکنان سالن تشریح را تهدید می کند

      نگاهی به جسد شکافته شده پیرمردی می اندازد و می گوید: مرگ هیچ وقت برای انسان عادی نمی شود ما به این کار عادت نکرده ایم و سنگ دل هم نشده ایم ما خودمان را با این شرایط تطبیق داده ایم. ما این جا هر روز به مرگ سلام می کنیم. تخصص پزشکی قانونی اولین انتخاب من هنگام تخصص گرفتن بود و با علاقه وارد این کار شدم. البته خطرات زیادی ما و سایر کارکنان سالن تشریح را تهدید می کند از بیماری هایی مانند هپاتیت، سل، ایدز و بیماری های پوستی گرفته تا ناراحتی های عصبی به دلیل نوع کار و استرس ناشی از آن برای کار کردن در این قسمت باید تنها رضای خدا را در نظر داشت چون این کار را نمی توان با پول و معیارهای مادی سنجید.

       

      ما این جا مسئول مشخص شدن علت حقیقی مرگ یک انسانیم. انسانی که ممکن است به قتل رسیده باشد و تنها در این سالن و بخش های آزمایشگاهی می توان به علت اصلی مرگش پی برد و پرونده را در مسیر صحیح خود قرار داد. وقتی با این نگاه به این شغل نگاه می کنم شغلم را دوست دارم و به آن افتخار می کنم. البته شغل ما برای هیچ کس خوشایند نیست. هیچ کس حاضر نیست عزیز از دست رفته اش کالبد شکافی شود.

       

      پزشکان سالن تشریح بر خلاف سایر پزشکان متخصص، از کارانه برخوردار نیستند

      پزشکان سالن تشریح بر خلاف سایر پزشکان متخصص، از کارانه برخوردار نیستند و تنها حقوق ماهانه دریافت می کنند. دکتر یکی از خاطرات خوب دوران خدمتش را این گونه تعریف می کند: «مدتی که در پزشکی قانونی همدان کار می کردم پرونده ای تحت عنوان جراحت و از کوه پرت شدگی به ما ارجاع داده شد. اداره آگاهی علت مرگ را پرت شدن از کوه تشخیص داده بود اما در کالبد شکافی مشخص شد شخص در اثر شلیک گلوله کشته شده است و کار ما باعث شد مسیر پرونده به سمت دیگری برود و حتی قاتل نیز شناسایی شود.»

       

      کارمان در سالن تشریح تمام است و باید به سایر بخش ها برویم. برای خروج از سالن دری را انتخاب می کنیم که اجساد را از آن در تحویل آمبولانس ها می دهند. برای رسیدن به این در باید از منطقه ای گذر کرد که هیچ هواکش و دستگاه تهویه ای وجود ندارد. نه این جا اصلا نمی توان نفس کشید اما در همین شرایط کارگرانی هستند که حمل و نقل جنازه ها را بر عهده دارند و در سخت ترین شرایط با کمترین حقوق کار می کنند. پایین پله ها خانواده های داغدار منتظر تحویل گرفتن عزیزانشان هستند. نام جوانی را که شاهد تشریح پیکرش بودیم صدا می زنند. برادرش برای شناسایی از پله ها بالا می آید و کارگر با کمال آرامش او را دلداری می دهد و برای برادر مرحومش طلب مغفرت می کند.

       

      از علمی ترین و تخصصی ترین قسمت پزشکی قانونی خارج می شویم و به بخش های آزمایشگاهی می رویم. خانم دکتر محققی مسئول بخش آزمایشگاه نمونه های غیربیولوژیک، ابتدا چند نمونه از مواردی که برای آزمایش به اتاقشان فرستاده اند نشانمان می دهد تا به گفته خودش درس عبرتی شود برای مجرمان. بسته بندی های گردی را نشان می دهد و می گوید ۱۴۰ بسته از این مواد از شکم یکی از جسدها خارج شده است. جسد متعلق به یک زندانی بوده که هنگام بازگشتن از مرخصی ۱۴۰ بسته مخدر شیشه را بلعیده و متأسفانه یکی از بسته ها در معده اش پاره شده و منجر به مرگش شده است. او نمونه های دیگری نیز از کراک، تریاک و دیگر مخدرها در آزمایشگاه دارد که از سالن تشریح یا مراکز پلیس آگاهی و کلانتری ها برای تشخیص نوع مواد به آن ها ارجاع داده شده است.

       

      بخش نمونه گیری یکی از پرکارترین و حساس ترین بخش های سازمان پزشکی قانونی است. در این بخش باید نمونه های بدن انسان برای آزمایش های سم شناسی، دی ان ای و سرم شناسی آماده شود. یک دکتر علوم آزمایشگاهی و پیرمردی که مسئول آماده کردن نمونه ها است از صبح تا ظهر هر نمونه ای را که از سراسر کشور به این بخش می آید برای ارسال به آزمایشگاه آماده می کنند. نمونه ها توسط پیرمرد که به هیچ عنوان علاقه ندارد نامی از او برده شود آماده می شود. او باید نمونه ها را آماده کند و به آزمایشگاه بفرستد. بخشی از کبد را که معلوم نیست چند ماه از مرگ صاحبش می گذرد از درون ظرف خارج می کند. بوی تعفن به حدی است که نمی توان حتی به سختی هم نفس کشید! نمونه را پس از آماده سازی با نظارت دکتر به آزمایشگاه می فرستد. کار او آماده سازی محتویات صفرا، کبد و... برای ارسال به آزمایشگاه است. پس از اتمام کارش از سختی های کار در این بخش می گوید: «بیشتر نمونه هایی که این جا می آید فاسد شده اند چون نمی توانند موادی به آن ها اضافه کنند. حتی بعضی اوقات نمونه هایی می آید که از مرگ فرد ماه ها گذشته است. بعضی نمونه ها کرم کرده و با وجود این که تمام صورتم را پوشانده ام بوی تعفنشان غیرقابل تحمل است.»

       

      خانواده ام از شغلم اطلاعی ندارند

      پیرمرد ۵۵ سال بیشتر ندارد اما آنقدر شکسته شده که به نظر ۷۰ ساله می آید، می گوید ۱۲ سال است این کار را انجام می دهم و ۲۰ سال سابقه کار در پزشکی قانونی دارم. وقتی از او می پرسم آیا پس از هر بار آماده کردن نمونه وسیله ریز کردن نمونه ها را کامل شست و شو می دهی یا خیر، محکم می گوید: بله پس چی فکر کردی؟! کار من خیلی حساس است و در روشن شدن واقعیت خیلی موثر است. من به خاطر رضای خدا کار می کنم و نمی گذارم کوچک ترین اثری از نمونه قبلی در نمونه جدید وارد شود. پیرمرد می گوید از وقتی این کار را انجام می دهد لب به گوشت نزده است و خانواده اش هم از شغلش اطلاعی ندارند. هنگام رفتن ناگهان با بغضی در گلو و صدایی لرزان می گوید: تنها آرزویم تشرف به مکه و کربلاست.

       

      آزمایشگاه DNA

      این جا آزمایشگاه مرکزی DNA سازمان پزشکی قانونی است و بسیاری از گره ها و ابهامات پرونده های جنایی و خانوادگی در این آزمایشگاه باز می شود. دکتر هادی نمازی جانشین مسئول بخش سرولوژی و ژنتیک قانونی در خصوص فعالیت های بخش ژنتیک قانونی می گوید: این رشته از سال ۱۹۸۵ در دنیا و از سال ۱۳۷۴ در ایران تشکیل شده است. پیش از این تاریخ ها پزشکان قانونی بر اساس سرم شناسی و بررسی گروه های خونی نظرات خیلی محدودی درباره پرونده ها می دادند اما با علم ژنتیک نظرات دقیق و کامل شده است. دکتر نمازی درباره پرونده هایی که به بخش ژنتیک ارسال می شود می گوید: بیشتر پرونده های ما مربوط به پرونده های تعیین «ابویت» است و علت آن هم مسائل فرهنگی، اجتماعی است. البته یکی از حادترین موضوعاتی که به ما سپرده می شود تشخیص هویت افرادی است که ادعای ایرانی بودن دارند و درخواست شناسنامه ایرانی می کنند. این افراد باید یکی از نزدیکان ایرانی خود را به ما معرفی کنند تا با آزمایش های ژنتیک به حقیقت ماجرا پی ببریم.

      وی تعیین هویت نوزادانی را که والدینشان معتقدند در بیمارستان توسط کادر بیمارستان عوض شده اند نیز از مأموریت های مهم این بخش برمی شمارد و می افزاید: تشخیص هویت اجساد مجهول الهویه و اجسادی که صورتشان قابل شناسایی نیست هم از وظایف ما در بخش ژنتیک قانونی است.یکی از بخش های جالب سرولوژی آزمایشگاه آلات قتاله است. در این آزمایشگاه آلات قتاله ای که توسط پلیس به پزشکی قانونی ارسال شده مورد آزمایش دقیق قرار می گیرد تا با آزمایش های دی ان ای و سرم شناسی کارآگاهان اداره آگاهی به حقیقت یک قتل پی ببرند.

      بسیاری از پرونده ها و نمونه ها از سراسر کشور به این آزمایشگاه فرستاده می شوند تا رازی سر به مهر باقی نماند و مجرمی از چنگال قانون نگریزد.باید رفت. از تمام این صحنه ها برای ما جز خاطره ای دردآور باقی نخواهد ماند ولی کسانی هستند که هر روزشان را با این صحنه ها سر می کنند و برای آرامش دیگر شهروندان تلاش می کنند. اگر این مردان و زنان با گذشت نباشند دیگر حقیقت مرگ های مشکوک برملا نخواهد شد. اینان با ایمانی راسخ بدون توجه به مزایای مادی، کار می کنند تا خون کسی به ناحق بر زمین نریزد و حق مظلومی پایمال نشود.

       

      روزنامه خراسان | 22 شهریور 1390

      نظر کاربران
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی: